قابل توجه مسئولین تیم فوتبال گهر دورود

اتفاقی درد ناکی که در بازی تیم فوتبال گهر دورود و ذوب آهن در ورزشگاه انقلاب کرج رخ داد
امروز برای تماشای بازی گهر و ذوب آهن به ورزشگاه انقلاب کرج رفتم ولی
متأسفانه نیمه دوم رسیدم، وقتی می خواستیم وارد ورزشگاه شویم گفتند که باید
بلیط بگیرید بعد از مراجعه به باجه بلیط فروشی فروشنده بلیط اذعان کردند
که بلیط نداریم و الان نیمه ی دوم هست و ورزشگاه خالی و باید بدون بلیط
وارد شوید، وقتی که دوباره خواستیم واردشویم اجازه ندادنند و گفتند باید
بلیط بگیرید، ما بلاتکلیف ماندیم که بلیط بگیریم یا نه؟
یک پدر به همراه پسر ۴ ساله اش که برای مشاهده بازی به ورزشگاه آمده
بودند برای لحضه ای با اجازه مأمورین از محوطه ورزشگاه برای خرید خارج شدند
، ولی موقع برگشتن همان مأمورین یگان ویژه اجازه ندادند آن پدر به همراه
پسر ۴ ساله اش وارد ورزشگاه شوند( مأمورینی که کاملا مشخص بود بچه شمال
هستند) وقتی آن پدر اعتراض کرد در کمال نا باوری مأمورین وی را به داخل
محوطه کشاندن و جلوی چشمان بچه ۴ ساله اش او را با باتوم به صورت وحشیانه و
بی رحم می زدند انگار که این مأمورین را از جنگل ......به
این ورزشگاه آوده بودند و بویی از ..... نبرده اند، با مشاهده این صحنه
به آن مأمورین اعتراض کردم ولی متأسفانه خود بنده را هم به زور به داخل
محوطه کشاندند و با باتوم تا توانستن مرا هم زدند که آثار آن در دستان و
کمرم و حتی یکی از ضربه ها هم به گردنم اصابت کرده وجود دارد، وقتی فرمانده
آنان آمد آن مأمورین به دروغ گفتند ایشان جو را متشنج کرده و با ما درگیر
شده است، دیدم می خواهند برای بنده صورتجلسه تنظیم کنند و پاپوش های
دروغین (پاپوش هایی که دیگر تکراری شده است ،مأمورینی که خود متخلف هستند و
برای فرار از جرمی که مرتکب شده اند به اینگونه صورتجلسه ها متوسل می شوند
قصد تبرئه کردن خودشان از جرمی که مرتکب شده بودند داشته) و بنده با تهدید
آنها مبنی بر جرمی که مرتکب شده اند وشکایت به مقامات بالاتر و بازرسی آن
ارگان توانستم از این مخمسه ای که می خواستند برای بنده درست کنند خارج
شوم.…
بعد از صحبت کردن با فرمانده آن مأمورین متوجه شدم تمامی آن مأمورین
شمالی بوده و عقده های درگیری که در بازی اول با انزلیچی ها در درونشان
باقی مانده بود رامی خواستند تخلیه کنند.
متأسفم برای این ارگان که نیروهای استخدام و به کارگیری می کند که عده ای از آن ها دارای ..... می باشند…
آن بچه ی ۴ ساله تا آخر زندگی اش صحنه کتک خوردن پدرش توسط آقا پلیس ها
را فراموش نمی کند آن هم پدری که هیچ جرمی مرتکب نشده بود و آن پسر بچه
دبگر به هیچ عنوان به آقا پلیس های جامعه ی ما به چشم یک انسان خوب و پاک
نگاه نمی کند.
ضمناً اگر آن پدر جرمی هم مرتکب شده باشد مرجع رسیدگی به آن دادسرا و
قاضی محکمه می باشد نه چند مامور که حتی نوشتن نام خود را هم بلد نیستند و
دادگاه های صحرایی برای خودشان راه می اندازند، اینگونه اقدامات آن هم توسط
نیروهایی که خود مجری قانون و ایجاد نظم هستن نشان از ضعف ارگان بزرگی چون
نیروی انتظامی می باشد و به هیچ وجه قابل توجیح نیست.
و متأسفانه وقتی ما میزبان هستیم کاملا احساس غربت می کنیم چرا که حتی
در این شرایط سخت نداشتن ورزشگاه، حتی یکی از مسئولین تیم گهر هم در آنجا
حضور نداشت و به درد تماشاگران پشت نرده های ورودی ورزشگاه خالی از تماشاگر
برسد.
از تمامی وبلاگ نویسان عزیز خواهش می کنم این پست را با ذکر منبع در
وبلاگ های خود قرار دهند تا شاید و باز هم می گویم شاید شاهد مشاهده
اینگونه اتفاقات در یک کشوری که در آن دموکراسی و قانون مداری و حقوق
شهروندی در قوانین مدون آن مشاهد می شود نباشیم.
به نقل از وبلاگ فرهاد داودوندي farhad90.ir
برچسبها:
ورزشگاه انقلاب كرج,
گهر دورود,
سالار بروجرد